بازدید امروز : 0
بازدید دیروز : 1
کل بازدید : 10355
کل یادداشتها ها : 23
مؤسس انجمن، شیخ محمود ذاکرزاده تولایی، مشهور به حلبی است. وی در مشهد متولد شد. در دوران جوانی جزو خطبا و علمای مشهور و فعالان سیاسی مشهد بوده است.انجمن حجتیه در حقیقت پس از ملی شدن صنعت نفت و قبل از کودتای 28 مرداد در سال 1331 با نام انجمن ضدبهاییت آغاز به کار کرد.
بررسی مختصر اساسنامه
انجمن حجتیه با نام انجمن ضدبهاییت در سال 1331 تأسیس و سپس در سال 1336 با تدوین اساسنامه کار خود را با نام «انجمن خیریه حجتیه مهدوی» آغاز کرد.
در اساسنامه، هدف از تأسیس را تبلیغ دین اسلام و مذهب جعفری و دفاع علمی از آن با رعایت مقتضیات زمان اعلام نمود. از مهمترین نکات، تأکید بر عدم دخالت انجمن در امور سیاسی بود. به گونهای که قید گشته بود: انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسوولیت هر نوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.
از سایر نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابیان قرار گرفت، پذیرش رژیم حاکم و تأکید بر این نکته که تمام فعالیتها در چهارچوب قوانین کشور انجام میپذیرد بوده است. تقریباً در تمامی بندهای اساسنامه به گونهای بر این بحث تأکید شده است.
از نکات تاریک تاریخچه انجمن سازش با رژیم پهلوی و همکاری با ساواک است. به گونهای که خود اعضای انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک فرستاده و اگر خدای ناکرده مزاحمتی برای جلسات انجمن یا اعضای آن پدید میآمد به محض روشن شدن ارتباط آنها با انجمن مسأله رفع میگشت.
ممانعت شهربانی در برگزاری مراسمات یزد و مذاکرات حلبی از تاریکترین این مسایل است که در آن شیخ محمود حلبی با تکریم و تجلیل از جنایتکاران پهلوی و شاه ملعون یاد میکند.
طرفین از این ارتباط رضایت داشته و حتی در اسناد ساواک آمده او جزو آن دسته از سخنرانانی که علیه حکومت سخن بگویند، نیستند. البته در تاریخ سخنرانیهای ایشان هم بویژه از سال 1342 به بعد چیزی مبنی بر رد این ادعا یافت نمیشود. نقل شده است که در جلسهای در حدود سال 1345 که آقای حلبی و شهید مفتح و جمعی دیگر از علما حضور داشتهاند، شهید مفتح از اختناق و ممانعت از سخنرانیهای مذهبی انتقاد و گله میکردند، آقای حلبی بر میآشوبد و اظهار میدارد که بد میکنید شما، برخلاف مصالح مملکت صحبت میکنید، دستگیرتان میکنند ولی کمیسیونها و کنفرانسهای عظیم تشکیل میدهیم و هیچکس مزاحم ما نمیشود.
این مسأله آنقدر حاد بوده است که انجمن در سال 1356 و پس از شهادت آقا سیدمصطفی خمینی و چاپ مقاله اهانتآمیز نسبت به حضرت امام خمینی(ره) با وجود تمامی ظلمها و فسادهای دربار و شهادت مبارزان و شکنجه آنان توسط ساواک باز هم از سازمان مخوف برای ادامه حیات خود مجوز میگیرد.
انجمن در خلال مبارزات به جهت دید بسته خود نسبت به مرجعیت، حضرت امام خمینی(ره) را در کنار سایر مراجع یکسان میدیدند و لذا خود را شرعاً ملزم به حضور در مبارزات نمیدانستند و حتی مقابل و تمسخر هم مینمودند. در قبال این مسأله اسناد و رویدادهای متعددی است، از جمله سخنرانی مشهور آقای حلبی و واقعه نیمه شعبان 1357 و ... در نیمه شعبان 1357 حضرت امام خمینی(ره) در اعتراض به جنایات رژیم، برگزاری جشن و چراغانی را تحریم نمودند، لیکن انجمن این اعتصاب را شکست و اقدام به چراغانی کوچه و خیابانها کرد.
برخی جملات مانند: مشت بر درفش چه میتواند بکند ... چه کسی با آمریکا میتواند طرف بشود ... یک خودکاری دستش گرفته، یک اعلامیهای نوشته و میخواهد آمریکا را شکست بدهد، نیز منسوب به انجمنیها میباشد.
انجمن همیشه مؤید پیروزی پس از پیروزی بوده است. بعنوان مثال پس از پیروزی رزمندگان اسلام در جبهههای حق علیه باطل اقدام به تبریک به مسوولان و حضرت امام(ره) مینمود. لیکن هیچ دعوتی مبنی بر حضور در عرصه مبارزات انقلاب در طول پنج سال حیات رسمی پس از انقلاب از انجمن دیده نشده است.
تعطیلی انجمن حجتیه
«در هر حال حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانی مورخ 21/4/1362 با اشاره غیرمستقیم انجمن را چنین مورد خطاب قرار میدهند:
یک دسته دیگر هم تزشان اینست که بگذارید معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب(عج) بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی میآید؟ حضرت میآید معصیت را بردارد؛ ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دستهبندیها را برای خاطر خدا، اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید این دستهبندیها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش میبرد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست».
در پی این سخنان حضرت امام خمینی(ره) انجمن در بیانیهای در تاریخ 1/5/62 که سراسر نشان از اختلافات فکری و اعتقادی آنها با خط امام دارد اعلام تعطیلی نمود. در نقد بیانیه انجمن سخن بسیار است اما از آنجا که هدف اصلی نوشته چیز دیگری است با طرح مختصر از آن عبور مینماییم.
اول اینکه انجمن در همان بیانیه هم قبول نمیکند که مخاطب حضرت امام میباشد و تأکید مینماید که به هیچ وجه انجمن را مصداق این سخنان نمیدانیم. ثانیاً از تعطیلی انجمن اظهار تأسف کرده و ابراز امیدواری مینمایند که خدمات(!) 30 ساله آنها مورد رضایت بقیةالله(عج) باشد؛ گویی حضرت امام مانع از خدمترسانی آنها شده است.
ثالثاً انجمن را منحل نکرده بلکه اقدام به تعطیلی آن که امر موقتی است مینمایند. چرا که انحلال با اساسنامه آنها در تناقض میباشد که این خود نشانی از پایبندی آنها به اساسنامه و مبانی گذشته دارد.